الشيخ محمد علي الگرامي القمي

69

شناخت قرآن ( فارسى )

يك قدرت مركزى به محيطهاى ديگر پرداخت . در برابر اين مصالح مهمّ و با ارزش اين ديگر مهمّ نيست كه از همان اول با غرور عرب مقابله كنيم و بر سرش بزنيم كه بايد تسليم فرهنگ زبان عجم بشوى ، كه نه تنها او تسليم نمىشد بلكه مكتب هم پيش نمىرفت . البته باز هم در نظر بگيريد كه اساسا زبان عرب گويا و به تعبير قرآن كريم " مبين " مىباشد . فطرى بودن و دست نخوردن زبان عرب به علاوه انواع استعارات و مجازات و كثرت لغات اين زبان امّى بىنظير يا كم نظير است . ولى همانطور كه گفتيم زبان قرآن چنان ممتاز است و مىدرخشد كه حتّى فصحاء اصيل عرب قدرت مقابله با آن را نداشتند و چون قرآن نازل شد فصحاء و شعراء ممتاز عرب قصائد خود را از ديوار كعبه و بازارها جمع كردند . پس از گذشت يك قرن باز به فكر مقابله افتادند و چهار نفر از معروفترين ادبا پيمان بستند كه با همكارى يكديگر تا سال بعد مانند قرآن بسازند ، ولى هيچ يك كارى نكردند و هر كدام گفتند وقتى فلان آيه را ديديم عجز كامل خود را احساس كرديم . مدّتى پيش يكى از ادباء مصر گفته بود ما اينك مىتوانيم مثل قرآن بياوريم ، ليكن با متدى كه از خود قرآن آموخته‌ايم و من فكر مىكنم اين هم ادعاست ، عمل كجا است ؟ به قول كيپ انگليسى حتّى كلمات خود قرآن را اگر به هم بريزيم ديگر ما نمىتوانيم مونتاژش كنيم مگر اين كه به همان جايگاه اوّلش برگردانيم . اين‌ها نمونه‌هائى از گسترش زبان قرآن بود . و همانطور كه گفتيم از روايات زيادى كه مىگويد قرآن ظاهر و باطنى دارد تا 7 يا 70 بطن مىتوان